
برای قصه ای که با یکی بود و یکی نبود” شروع میشود پایانی بهتر از آوارگی کلاغ نمی توان نوشت ...
ادامه مطلب
زيباست از تو نوشتن ، از تو گفتن وقتي ماه حسود بر لب پنجره هرشب مرا نگاه ميکند و من بي اعتنا به تو فکر ميکنم ... ...
ادامه مطلب
دلم بهانه ی تو را دارد تو می دانی بهانه چیست؟ بهانههمان است که شب ها خواب از چشم من می دزدد بهانه همان است که روزها میان انبوهی از آدم ها چشانم را پی تو می گرداند بهانه همان صبری است که به لبانم سکوت می دهد تا گلایه ای نکنم از نبودنت ...
ادامه مطلب